تبليغاتX
ONLI FOR YOU

ONLI FOR YOU

LIFE

       دنبال کس نباش که باهاش زندگی کنی

 

                        دنبال کس باش که بدون اون نتونی زندگی کنی

 

 

                          زندگی یعنی این

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 20:33  توسط نقاب دار  | 

غربت . . .

  

 

 

 

 با   خون دل   نوشتم

 

                    غربت   مکان  ما   نیست

 

             از  یاد   بردن   دوست

 

                           هرگز   مرام   ما   نیست . . .

 


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 19:10  توسط نقاب دار  | 

با تو از خاطره ها سرشارم
با تو تا آخر شب بیدارم
عشق من دست تو یعنی خورشید
گرمی دست تو را کم دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 دی1387ساعت 23:33  توسط نقاب دار  | 

 

 

 

کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 2:10  توسط نقاب دار  | 

 
+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 1:53  توسط نقاب دار  | 

 

ميان ظلمت شبهاي غم چلچراغ قلب من چشمان توست در کنارم لحظه اي آسوده باش همدم دستان من دستان توست

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 1:44  توسط نقاب دار  | 

 

زندگي مثل يه قاصدك هست كه اگه نگيريش خيلي ساده و راحت از تو ميگزره ، و به فكر تو نيست كه حسرت رفتنشو ميخوري

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 1:34  توسط نقاب دار  | 

تو اون فرشته اي هستي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان منت پاييز را مي کشند تا بر جاي پايت بوسه بزنند

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 0:57  توسط نقاب دار  | 

تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 0:43  توسط نقاب دار  | 

باز هم يکي داشت و يکي نداشت! اوني که داشت تو بودي و اوني که تو رو نداشت من بودم... يکي خواست و يکي نخواست! اوني که خواست تو بودي و اوني که بي تو بودن رو نخواست من بودم... يکي گفت و يکي نگفت! اوني که گفت تو بودي و اوني که دوستت دارم رو به هيچ كس جز تو نگفت من بودم... يکي موند و يکي نموند! اوني که موند تو بودي و اوني که بدون تو نمي تونست بمونه من بودم... يکي رفت و يکي نرفت! اوني که رفت تو بودي و اوني که به خاطر تو/ تو قلب هيچ کس نرفت من بودم

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 0:26  توسط نقاب دار  | 

 

وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 0:18  توسط نقاب دار  | 

چه شیرین است گریه هایم برای خنده های تو چه خوش است تنهایی هایم برای تنها نبودن تو چه به راه عاشق شده ام برای دل تسخیر شده ی تو چه نا فرجام ماندم از داده ی عشق خود به دل تو برای رسیدن به تو پا پیش گذاشتم خودم را قسمت کردم تو را سهم تمام رویاها کردم. انصاف نبود تو که میدانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت میکنم پس چرا زود تر از تکه تکه شدنم جوابم نکردی . برای خداحافظی دیر بود خیلی دیر بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 0:14  توسط نقاب دار  |